محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

213

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

نتوانند پرواز كرد . پس من رداى خلافت را رها كرده و دامن جمع نموده ، از آن كناره‌گيرى كردم و در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براى گرفتن حق خود به پاخيزم يا در اين محيط خفقان‌زا و تاريكى كه به وجود آوردند ، صبر پيشه سازم كه پيران را فرسوده ، جوانان را پير ، و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مىدارد . واژه‌شناسى تقمّصها : آن را چون پيراهن پوشيد . قطب : محور و مركز . سدل الثوب : سست و رها كردن پيراهن كه در اين جا كنايه از ترك گفتن و رويگرداندن آمده است . الكشح : ميان كفل و پهلو را گويند . طفقت : آغاز كردم . اليد الجذّاء : دست بريده شده . الطخية : تاريكى و ظلمت . ساختار ادبى أما : براى هشدار و تنبيه به كار رفته است . و اللّه : حرف « و » براى قسم آمده است . تقمّصها : ضمير مفعولى « ها » بنا بر قرينه حاليه به خلافت باز مىگردد .